هر حاکمی در هر جای جهان همواره در برابر سه جریان ۱- خدا ۲- ملت ۳- تاریخ، مسئول هست و باید به آنها پاسخگو باشد.
مجال پاسخگویی به خداوند در قیامت کبری است و فعلا مقدور نیست. فرصت پاسخگویی به ملت در همین زمان و هم در زمان آینده است به ملت فعلی باید بگویند چه می کنند و به آیندگان باید بگویند چه کرده اند. البته در برابر عموم ملت فریفته کاری و عوام فریبی و اعمال زور ممکن است مدتی اندک کارساز باشد. ولی تاریخ که وجدان بیدار ملت هاست هرگز از پا نمی آفتد و شعله های حقیقت طلب آن با هیچ خاموش کننده ای از جنس دروغ و زر و زور و تزویر خاموش نمی شود و صفیر تنین انداز آن با هیچ باتوم و یا گاز اشک آوری از میان نمی رود. عمر آن به اندازه عمر حیات بشر است و به هیچ عنواد قابل خرید نیست و در حقیقت تاریخ، آینه تمام نمای حقیقت است گرچه ممکن است در برهه ای از زمان برخی حکام این وافعیات و حقایق را وارونه جلوه دهند ولی از آنجایی که ماه پشت ابر نمی ماند لاجرم حقیقت نیز روزی افشا می شود.
و چه ابلهند کسانی که فکر می کنند تاریخ احمق است زیراکه تاریخی که پرخوری های ناصرین الدین شاه و قلدری های رضا خان را نگاشته است قطعا وقایع امروز را نیز خواهد نوشت ولی زمان افشای آن نا معین است.
سلام
شما به ما گفتید بی شعور
ولی این را انکار میکنید
و میگویید تحقیق کنم
این کار شما اصلا درست نیست
حقا که ترک هستید
با تشکر (روپوکا)
مثل اینکه شما با خودتون درگیر هستید. من اگر نظری بدهم کتمان نمی کنم. ضمنا شما که ترک بودن را بد صفتی می دانید و ترک نیستید کجای این گیتی را گرفتید که ما نگرفتیم؟
خدا را شاکرم که به هم وطنانم و هم زبانهایم در همه جای عالم عزت بخشیده و مجالی را برای حسودان قرار نداده زیرا که بدانید هم زبانهای من مردان بزرگی هستند که انقلاب مشروطه را آفریدند هم زبانهایم همان کسانی اند که باعث سر افرازی ایران در ورزش شدند و فرزندان خلفی همچون علی دایی غیرتمند و رضازاده دلیر و هادی ساعی که ایران المپیکش را مدیون اوست را معرفی کرده اند. ترک ها کسانی هستند که به دور از اهانت های حسودان بد صفت و عنودان ستیزه گر باعث سرافرازی کشور عزیزمان شده اند و من هم اکنون مسرور هستم که هم خطه ای های قهرمانی همچون رهبر عزیز انقلاب و آیت الله خامنه ای و مهندس میر حسین موسوی دارم.


سیاستگذاری ها و شخصیت بحث برانگیز احمدی نژاد ناخودآگاه مرا به یاد هیتلر دیکتاتور آلمان نازی می اندازد که در این پست می خواهم به بیان چند وجه اشتراک آن دو بپردازم:
1- هر دوی آنها بر این باورند که پیروزی بزرگ نزدیک است و تا فروپاشی دشمنان و مخصوصا آمریکای جهانخوار و غرب چیزی نمانده است.
2- هر دوی آنها دشمنی دیرینه ای با یهودیها دارند و آرزوی محو جهودان و یهودیان را در سر دارند.
3- هر دوی آنها هلوکاست را نفی کرده و آنرا صرفا زایده تخیلات نویسندگان استکبار می دانند.
4 هر دوی آنها ادعای مدیریت جهان را دارند و خود را ناجی عالم می دانند.

یکی از متداول ترین روشهای اعتراض و محکوم کردن یک مسئله در دنیا تجمع و تحصن می باشد. و در کشوری که پرچم دار دموکراسی اسلامی است نباید با این موضوع با نکوهش برخورد شود و تجمع میلیونی امت حزب الله را خس و خاشاک بنامیم و این راهپیمایی هایی که از توده ملت متشکل شده است را پست تر از خاک بدانیم زیراکه این نوع سخنان در نزد مردم مضموم و نا پسند است. البته در این بین برخی افراد با اهداف از پیش تعیین شده و جهت دار در تلاش هستند که با اغتشاش امنیت را بر هم بزنند و زندگی روزمره را مختل کنند. چیزی که در این مسئله مهم است این است که اولا دولت و مسئولان امنیتی نباید حساسیت کاذب بوجود بیاورند و دوما مردم نبایستی فریب این مزدوران آمریکای جهانخوار را بخورند و با حفط متانت و آرامش خود حرکت کنند.
البته این قسمت دوما بیشتر با برخورد و نوع موضع دولت که با این حرکات مخالف است بستگی دارد و اگر آنها با رفتار خشونتبار و امنیتی با معترضان برخورد کنند و حرف هایی بزنند که تحقیر و توهین به آنها تلقی شود طبعا این راهپیمایی ها و تجمعات به سمت خواسته اغتشاشگران و دشمنان اسلام کشیده می شود و بحران سیاسی و امنیتی همچون اوضاع امروز کشور پدید می آید.

مسئله دیگری که مطرح می شود این است که کاندیدایی که در انتخابات پیروز شده است نباید چنان ازقدرت مست شود که تاخت و تاز به همه را مجاز بداند زیرا در این انتخابات کسی که اگر یک رای هم آورده باشد دارای مقبولیت سیاسی است چراکه یک نفر خواسته که او رئیس جمهور کشور باشد و یک آری به اوست و یک نه به وضع جاری و رئیس جمهور فعلی. رئیس جمهور چنانچه به گفته وزارت کشور از ۴۵ میلیون واجد شرایط با مشارکت بالای ۸۰ درصد ۲۴ میلیون رای آورده باشد نباید ایران را همین تعداد بداند زیرا جمعیتی بیشتر از ۲۰ میلیون نیز از این اوضاع ناراضی هستند و خواهان تغییر و با رای به کسی غیر از احمدی نژاد و یا شرکت نکردن در انتخابات عملا از احمدی نژاد اعلام برائت کرده اند.

آقای احمدی نژاد در گفتگوی رادیویی که روز چهارشنبه برگزار شد، دیدار آقای خاتمی رئیس جمهور اسبق کشورمان را با آقای شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه را از غم انگیزترین روزهای زندگیش خواند و آنرا بدلیل اینکه شيراك بالاي پلهها ايستاده بود و رئيسجمهور ايران پلههاي متعدد را پشتسر گذاشت تا به او برسد تحقیر آمیز خواند.
متاسفانه دولت فعلی می خواهد با تخریب دولت های گذشته عملکرد و کارهای خود را تقدیر کند ول حالا من می خواهم بعنوان یک ایرانی که نه اصلاحات را قبول دارم و نه اصول گرایی فعلی را(علتش را در پست های آتی می گویم) می خواهم روزهای غم انگیزم را برای دکتر تشریح کنم.
جناب آقای احمدی نژاد از غم انگیز ترین روزهای زندگی من روزی است که شما در اجلاس کنفرانس صلح (دوربان2) با آن وضع تاسف بار باعث تحقیر ایران شدید و 40 نماینده ملت ما را لگدمال کردند.
آقای دکتر من روزی غمگین شدم که کاروان ورزشی ما با آن افتضاح تاریخی در المپیک شکست خورد و در میان تیم های آسیایی تحقیر شد.
جناب آقای احمدی نژاد من روزی غمگین شدم که شما آقای کردان را به سمت وزارت کشور منسوب کردی که نه صداقت در کار داشت و نه صلاحیت.
جناب دکتر من روزی غمگین شدم که شما به مردم تورم 28 درصدی را 15 درصدی اعلام کردی.
من روزی غمگین شدم که دیدم منزلت ایرانیان به واسطه عملکردهای احمقانه شما چقدر پایین آمده است.
من از روزی غمگین شدم که دیدم تورم و گرانی و فساد در جامعه و مملکت ما در جهان اول است و جامعه و جوانان ما در اعتیاد از هم سبقت می گیرند.


مردم از رئیس جمهوری که منتخبشان هست قطعا انتظارات و توقعاتی خواهند داشت و من نیز به عنوان یک عضو از مردم ایران از دولت دهم اصلاح بعضی از ساختارها و تکمیل کننده برخی کارها و پشتیبانی از آرمان های والای ملت ایران خواستارم.
من می خواهم منتخبم دارای وجهه سیاسی و بین المللی باشد و شجاعت و دانش را با هم داشته باشد. من از رئیس جمهور منتخبم خواستارم با اصلاح ساختار اقتصاد فعلی و ریشه یابی مشکلات، ید توانمند گرانی، فساد، بیکاری و معضلات اجتماعی و فقر را قطع کند.
رئیس جمهور مطلوب کیست؟
متاسفانه در میان مردم تعریف دقیقی از رئیس جمهور وجود ندارد و با حیطه وظایف و اقدامات او آشنا نیستند و به همین دلیل (عدم شناخت) ویژگی های رئیس جمهور نمی توانند گزینه مطلوب را شناسایی کنند.
از نظر من رئیس جمهور فردی است دارای وجهه سیاسی که فقط با چند اقدام صحیح می تواند کشور را به طور صحیح اداره کند که عبارتند از:
۱- از نخبگان جامعه و افراد وارد به امور کشوری در دولت و خصوصا در مشاوره های خود استفاده کند و شعار ها و اقداماتش در سطح کلان کشوری کارآیی داشته باشد.
۲- دارای شخصیت مستقل باشد و وابستگی سیاسی نداشته باشد. و در کارهای کشور به هیچ یک از جناح های سیاسی باج نداده و به آنها اجازه دخالت در امور مملکت را ندهد زیرا در این صورت نمی توان از توانایی افراد اصلح و نخبگان جامعه استفاده نماید.
۳- در امور کشوری شجاعت داشته باشد و با افرادی که بر مسند حکومتی هستند محکم و قاطع رفتار کند و اگر اهمالی از مدیران دید با شدت عمل رفتار کند.
۴- در سطح جهانی با اقدامات خود باعث تحسین دیگران شود و وجهه سیاسی و بین المللی داشته باشد و با رفتارهای صحیح منزلت کشور را بالا ببرد.
۴- در کابینه دولت از افراد نیک نام، با تجربه، وارد به امور و مسلط بهره گیرد و سعی کند با ابتکار، نوآوری و برنامه های کلان چند ساله جامعه را به پیشرفت سوق دهد.