به نظر من پیروز اصلی تحریم ایران چین و روسیه است، چین با حیله گری تمام زمانی که دید دنیا ما را پس زده و تجارت اقتصادی با جهانی نداریم و صنعتمان نیز در آستانه فلج شدن است با بی شرمی تمام کالاهای درجه دو و همچنین فیلم های نخ نمای خود را با ناز و کرشمه به ما قالب کرد و با وقاحت از ما خواسته است که در برابر برادر کشی آنها ساکت باشیم.
و اما روسیه که از دیرباز چشم دیدن ایران اساطیری را نداشته و با ایجاد نفاق در بین ایرانیان آرزوی تجزیه ایران را داشته و تا امروز نیز در این پروژه موفق بوده است و در سه قرن اخیر به بهانه همسایگی در مسائل داخلی ایران دخالت کرده و قسمت های اعظمی از ایران بزرگمان را به زیر سلطه روسیه (شوروی سابق و روسیه تزاری اسبق) برده است. چه کسی است که نداند روسیه رویای دسترسی به آبهای آزاد جهانی از طریق خلیج فارس را در سر دارد؟ پس چرا دولتمردان ما از ترس روباه به گرگی که در ظاهر میش است متوسل شده اند. ناجوانمردی های روسیه هرگز از حافظه تاریخی و اساطیری ملت ایران پاک نمی شود چه آن زمان که سلاطین بی لیاقت قاجار حاکم بودند و اجازه دادند ایران بزرگمان را این گرگ صفتان به یغما بردند و چه حالا که از اوضاع تحریم ایران نهایت استفاده را می برند و پول های کلانی که به ملت تعلق دارد را بالا می کشند و برای اینکه صدایمان درنیاید دولتمردانمان را با توپولوف های اسقاطی و تجهیزات از رده خارج شده نظامی سرگرم کرده اند و ما نیز دلمان را به حمایت های بین المللی و انرژی هسته ای معهود آنها خوش کرده ایم.
امروز که داشتم برنامه های صدا و سیما را نگاه می کردم به وضوح می دیدم که صدا و سیمای ما از یک معضل بزرگ به نام فقدان کیفیت و فقدان آثار هنری و ارزشمند رنج می برد و برنامه هایی که پخش می کند غالبا فقط کمیت دارند و اوقات مخاطب را می گذرانند ولی کیفیت ندارند.
ببینید وضعیت صدا و سیمای ما در تولید برنامه چگونه است و ما چقدر بدبخت هستیم که برای نسل 2009 هنوز هم برنامه سوباسا(فوتبالیست ها) و یا حنا دختری در مزرعه و... را پخش می کنند در حالی که چند دهه از تولید آنها می گذر و صدا و سیمای اسلامی ما آنقدر آنرا نشان داده است که دیگر کار از نخ نما بودن هم می گذر و فکر کنم تا چند وقت دیگر هیچ چیز از آنها باقی نمی ماند و این در حالی است که نسل امروز دیگر به فضا سازی های جدید و بکر احتیاج دارد و دیگر با این دسته از برنامه های کلیشه ای قانع نمی شوند زیرا ذهن و فکر آنها بسیار از این برنامه ها خلاق تر شده و خواهان برنامه های باور پذیر هستند و دیگر با شوت های سوباسا متحیر نمی شوند.

اینکه بنده در وبلاگم از محمود احمدی نژاد انتقاد می کنم و او را در مقام ریاست دولت برسمیت نمی شناسم دلیل بر این نیست که من مسلمان نیستم و یا اصل جمهوری اسلامی را قبول ندارم من امام خمینی (ره) را در مقام معمار و بنیانگذار این نهضت پذیرفته ام و انقلاب پاک اسلامی، که همچون شجره طیبه ای است که در باغی به نام فرهنگ ملی و اعتقادات مردمی ریشه دوانده و با خون شهیدان راه آزادی رشد کرده و تنومند شده و با درایت رهبریش نهادینه شده است و میوه و ثمره اش را نیز صلح، استقلال و آزادی است را نیز از میراث ایشان می دانم .
در انقلاب شکوهمندی همچون انقلاب ما که تقریبا می توان گفت اکثریت مطلق به آن لبیک گفتند رهبری با کفایت همچون امام راحل سکان آنرا هدایت می کرد که با درایت و آینده نگری که داشت توانست آنرا در تلاطم و سراشیبی ها و چند رنگی های اوایل انقلاب به خوبی تثبیت کند و در حوادث بعدی آن همچون شهادت مظلومانه دکتر بهشتی و شهید رجائی و یا هشت سال دفاع مقدس توانست آنرا با قاطعیت همراه با مصلحت هدایت کند و با نوشیدن جام زهر آن را به ما برساند و ما نیز به حرمت خون شهیدان راه آزادی و آرمانهای آن بزرگوار باید پاسدار آن مجاهدت ها و فداکاری ها باشیم.
امام برای پیروزی انقلاب فقط یک کار را بر عهده داشت و آنهم اینکه وجدان حق طلب مردم را بیدار کرد و شجاعت را در آنها نهادینه کرد.
آینده نگری های ایشان همراه با درک سیاسی و آشنا بودن با مسائل جهان بود و از این جهت بسیار معروف است که می توان به پیش بینی ایشان راجع به شهادت شهید رجائی و یا سقوط صدام به وسیله آمریکا اشاره کرد.

او چند دقیقه قبل در مصاحبه تلویزیونی خودش را نماد تغییر و منتخب ملت نامید. و الان که مشغول تقریر این مطلب هستند بسیاری از طرفداران موسوی و هموطنانم علیه نماد تغییر(احمدی نژاد سابق) فریاد مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر سر می دهند. اگر تو نماد تغییر بودی چرا مردمت اینگونه از تو برائت جسته اند. به نظر من تو نماد تهدیدی نه تغییر زیرا با تعیین سیاست خارجه متجاوزانه راه دیکتاتور ها را پیش گرفتی. تو نماد تخریبی چون در مناظره ها فقط تخریب کردی. دلم به حال ملتی که تو نماد تغییرش هستی می سوزد.
کشور ما ایران از بزرگترین منابع فسیلی (نفت و گاز، ذغال و...) و خزائن خدادادی(معادن طلا،آهن و...) بهره مند است و از حیث تنوع آب و هوایی نیز کشوری چهارفصل نامیده می شود و همچنین از پتانسیل بالای نیروی انسانی و رشد صنعتی بالقوه برخوردار است. ولی با وجود همه این فاکتورها کشورمان ایران از لحاظ اقتصادی کشوری شدیدا وابسته است و از بحرانی به نام عدم خود کفایی و توزیع ناعادالانه ثروت ملی رنج می برد و از رشد صنعتی و کارخانه سازی و تولید داخلی نیز محروم است.
همه این عقب ماندگی ها باعث شده که ایران در گروه کشورهای مصرف کننده و توسعه نیافته جای بگیرد و به آن کشوری جهان سومی بگویند .
و با توجه به اینکه کشور ما از نظر ژئو پلیتیک (جغرافیای سیاسی) کشوری با اهمیت است و با درک آن توضیحاتی که پیرامون منابع خدادادی در بالا دادم جواب را نباید در فقدان منابع جستجو کنیم و باید مدیریت این منابع را بررسی کنیم که ببینم آیا این منابع صحیح و اصولی و در راه اعتلا و پیشرفت کشور هزینه می شود یا خیر؟ که با توجه به اوضاع موجود می توان فهمید که ریشه عقب ماندگی ما نه فقدان دانش است و نه عدم دسترسی به منابع بلکه در یک کلام در ضعف مدیریتی خلاصه می شود و با تفسیر دقیق تر روشن می گردد که مشکل ما این است که:
"کارهای کوچک در دست آدم های بزرگ و کارهای بزرگ در دست آدم های کوچک است"
هر حاکمی در هر جای جهان همواره در برابر سه جریان ۱- خدا ۲- ملت ۳- تاریخ، مسئول هست و باید به آنها پاسخگو باشد.
مجال پاسخگویی به خداوند در قیامت کبری است و فعلا مقدور نیست. فرصت پاسخگویی به ملت در همین زمان و هم در زمان آینده است به ملت فعلی باید بگویند چه می کنند و به آیندگان باید بگویند چه کرده اند. البته در برابر عموم ملت فریفته کاری و عوام فریبی و اعمال زور ممکن است مدتی اندک کارساز باشد. ولی تاریخ که وجدان بیدار ملت هاست هرگز از پا نمی آفتد و شعله های حقیقت طلب آن با هیچ خاموش کننده ای از جنس دروغ و زر و زور و تزویر خاموش نمی شود و صفیر تنین انداز آن با هیچ باتوم و یا گاز اشک آوری از میان نمی رود. عمر آن به اندازه عمر حیات بشر است و به هیچ عنواد قابل خرید نیست و در حقیقت تاریخ، آینه تمام نمای حقیقت است گرچه ممکن است در برهه ای از زمان برخی حکام این وافعیات و حقایق را وارونه جلوه دهند ولی از آنجایی که ماه پشت ابر نمی ماند لاجرم حقیقت نیز روزی افشا می شود.
و چه ابلهند کسانی که فکر می کنند تاریخ احمق است زیراکه تاریخی که پرخوری های ناصرین الدین شاه و قلدری های رضا خان را نگاشته است قطعا وقایع امروز را نیز خواهد نوشت ولی زمان افشای آن نا معین است.
سلام
شما به ما گفتید بی شعور
ولی این را انکار میکنید
و میگویید تحقیق کنم
این کار شما اصلا درست نیست
حقا که ترک هستید
با تشکر (روپوکا)
مثل اینکه شما با خودتون درگیر هستید. من اگر نظری بدهم کتمان نمی کنم. ضمنا شما که ترک بودن را بد صفتی می دانید و ترک نیستید کجای این گیتی را گرفتید که ما نگرفتیم؟
خدا را شاکرم که به هم وطنانم و هم زبانهایم در همه جای عالم عزت بخشیده و مجالی را برای حسودان قرار نداده زیرا که بدانید هم زبانهای من مردان بزرگی هستند که انقلاب مشروطه را آفریدند هم زبانهایم همان کسانی اند که باعث سر افرازی ایران در ورزش شدند و فرزندان خلفی همچون علی دایی غیرتمند و رضازاده دلیر و هادی ساعی که ایران المپیکش را مدیون اوست را معرفی کرده اند. ترک ها کسانی هستند که به دور از اهانت های حسودان بد صفت و عنودان ستیزه گر باعث سرافرازی کشور عزیزمان شده اند و من هم اکنون مسرور هستم که هم خطه ای های قهرمانی همچون رهبر عزیز انقلاب و آیت الله خامنه ای و مهندس میر حسین موسوی دارم.